| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
راهنمای استفاده از مطالب سایت
دوستان عزیز، سلام
|+| نوشته شده توسط <-وحید کیانی-> در دوشنبه 11 دی1391 و ساعت 22:0 |
عکس- لاویج
![]() |+| نوشته شده توسط <-وحید کیانی-> در دوشنبه 11 دی1391 و ساعت 22:0 |
عکس- جنگل لاویج در فصل پاییز
![]() |+| نوشته شده توسط <-وحید کیانی-> در دوشنبه 11 دی1391 و ساعت 21:59 |
عکس- پاییز در لاویج
![]() |+| نوشته شده توسط <-وحید کیانی-> در دوشنبه 11 دی1391 و ساعت 21:58 |
عکس
![]() |+| نوشته شده توسط <-وحید کیانی-> در سه شنبه 28 آذر1391 و ساعت 17:5 |
مقاله علمی - پزوهشی- گردشگری
ساماندهی الگوی گردشگری در استان مازندران با تأکید بر مکانیابی دهکدههای گردشگری سید حسن حسینی کارشناس ارشد برنامهریزی صنعت توریسم دانشجوی دکترای مدیریت برنامهریزی(مدرس دانشگاه) بر گرفت از مجله رهپویه هنر » زمستان 1386 - شماره 4 (از صفحه 61 تا 67) چکیده استان مازندران و سواحل آن به دلیل برخورداری از جاذبههای غنی گردشگری،یکی از مهمترین مقاصد گردشگری کشور به شمار میآید.شواهد موجود و نتایج حاصل از مطالعات و نظرسنجیهای صورت گرفته حاکی از آن است که متأسفانه در سالهای اخیر از میزان رضایتمندی گردشگران کاسته شده و نارساییهایی در پاسخگویی به نیازها و انتظارات گردشگران به وجود آمده است.همچنین مطالعه برخی از شاخصهای توسعه گردشگری استان حاکی از آن است که علیرغم توان بالای گردشگری،این استان به لحاظ گردشگری از جایگاه مناسبی برخوردار نیست. میانگین ضریب اشتغال اتاق و تخت هتلهای استان مازندران به ترتیب 32 درصد و 42 درصد است،حال آنکه ارقام متناظر آن برای کشور،14 درصد و 04 درصد است.پائین بودن مدت اقامت گردشگران در هتلهای استان نسبت به میانگین کشور از دیگر شاخصهایی است که بیانگر وجود موانعی برای توسعه گردشگری استان است،میانگین مدت اقامت در استان 1/46 روز و رقم متناظر آن برای کشور 2/71 روز است. یکی از راهکارهای مدیریتی مطرح برای مشکلات بیان شده و افزایش میزان رضایتمندی گردشگران ساماندهی الگوی نامناسب گردشگران استان از طریق مکانیابی و ایجاد دهکدههای گردشگری(مجتمع گردشگری)در مناطق مستعد استان است. تحقیق حاضر به منظور استفاده بهینه از قابلیتهای گردشگری و جلوگیری از تک محصولی شدن صنعت گردشگری(ساحل-دریا)و افزایش میزان رضایتمندی گردشگران و در نهایت دستیابی به توسعه پایدار گردشگری بر آن است تا با شناسایی مکانهای مناسب برای ایجاد اینگونه مجتمعها(شهرستان نور)،الگوی جدیدی را برای توسعه گردشگری استان پیشنهاد کند. برای مکانیابی بهینه این نوع مجتمعها در استان مازندران از روش AHP استفاده شده است که در آن با استفاده از نظر کارشناسان(روش دلفی)متغیرها و شاخصههایی برای مکانیابی بهینه و مناسب استخراج شده و سپس با رتبهبندی این شاخصهها و متغیرها،مکانهای مناسب یعنی منطقه لاویج،منطقه بلده،منطقه میانبند به عنوان مناطق مناسب معرفی شدهاند. واژگان کلیدی گردشگری،دهکده گردشگری،الگویابی گردشگری. مقدمه استان مازندران با مساحت 65732/4 کیلومتر مربع 5/1 درصد مساحت کشور را به خود اختصاص داده و دارای 833 کیلومتر نوار ساحلی است که متأسفانه شواهد موجود نشان میدهد که 9/2 درصد یعنی 01 کیلومتر نوار ساحلی فقط دارای ساخت و ساز عمومی توسط سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری به خود اختصاص داده و باقی را بخشهای دولتی،خصوصی، شهرها و غیره اشغال کردهاند که همین امر باعث تمرکز شدیدی در نوار ساحلی شده است.1 این تحقیق در پی آن است که ضمن مطالعه الگوی کنونی گردشگری استان الگوی جایگزین مناسبی برای گردشگری با تأکید بر توانهای گردشگری مناطق غیر ساحلی ارائه کند که با احداث دهکدههای گردشگری سبب جذب گردشگران بیشتر و طولانی شدن مدت اقامت مسافران و هزینه گردشگران ارزانتر از مناطق ساحلی خواهد شد. در نظرسنجی که در سال 1831 از گردشگران استان به عمل آمد،مشخص شد که 09 درصد گردشگران استان از وضعیت استفاده از آب دریا ابراز نارضایتی کردهاند. در سال 8731 انگیزه استفاده از آب دریا در بین گردشگران 25 درصد و استفاده ازجنگل 02 درصد گردشگران بوده است.اما در سال 2831 انگیزه استفاده از آب دریا به 03 درصد کاهش و انگیزه استفاده از جنگل به 33 درصد افزایش یافت. یکی از موانع و چالشهای فراروی توسعه پایدار مقاصد گردشگری تمرکز مکانی گردشگران و تک محصولی شدن مقصد به لحاظ عرضههای گردشگری است.تبعات منفی ناشی از این الگو،نارضایتی گردشگران و به تبع آن عدم پایداری و تداوم رونق گردشگری در مقصد از جمله دلایلی است که انجام این تحقیق را ضروری و اجتنابناپذیر میکند. با توجه به اینکه تاکنون مطالعات جامع و مانعی در خصوص راهکارهای مدیریتی برونرفت از این مشکل صورت نگرفته است و معدود مطالعات صورت گرفته نیز هم به لحاظ متدولوژی تحقیق و هم به لحاظ مبانی تئوریک آن ضعیف بودهاند،تحقیق در این خصوص با نگرش جدید و با تأکید بر مطالعه دهکدههای گردشگر2 واجد اهمیت و در خور توجه است. لازم به ذکر است که در غالب راهکارهای مدیریتی که تاکنون برای آمایش وضعیت نابسامان الگوی متمرکز 2lگردشگری استان ارائه میشده است تاکید و توجه به ساماندهی نوار ساحلی و اطراف آن بوده است،حال آنکه در این مقاله حل مشکل در مناطقی خارج از محدوده نوار ساحلی جستجو میشود و بدین لحاظ مهم و در خور توجه است. تعریف واژگان اصلی و عملیاتی برنامهریزی منطقهای3 فرآیند تنظیم و هماهنگ کردن برنامههای مختلف اقتصادی و اجتماعی متناسب با نیازها و امکانات جهت مشارکت مردم و مناطق در برنامهریزی توسعه را برنامهریزی منطقهای گویند. توسعه پایدار گردشگری4 در سال کنونی توسعه پایدار به عنوان روشی تازه مطرح است که جوامع میتوانند بدان وسیله درباره سطح زندگی، عدالت اجتماعی و حفظ منابع بیندیشند. هدفها و ویژگیهای گردشگری پایدار عبارت هستند از: 1-بهبود کیفیت زندگی جامعه میزبان 2-رعایت برابری یا مساوات بین دو نسل و در درون یک نسل 3-حفظ کیفیت محیط زیست از طریق حفظ سیستم زیست محیطی 4-حفظ یکپارچگی و انسجام فرهنگی و همبستگی بین جوامع 5-ایجاد تسهیلات و امکانات به گونهای که دیدارکنندگان بتوانند تجربههای ارزشمندی کسب کنند. دهکدههای گردشگری5 هدف اصلی آن گردشگری ارزان قیمت است.. الگوی گردشگری در این تحقیق هدف از الگوی گردشگری در این تحقیق شکل،قالب یا ویژگیهای بارز گردشگری منطقه از جمله مکان تحقیق فعالیتهای گردشگری زمان اوج فعالیت و نوع فعالیت قالب گردشگری است. ساماندهی گردشگری منظور از ساماندهی گردشگری در این مقاله به سامان نمودن یا بهینهسازی توزیع زمانی،مکانی و تنوع،بخشی از فعالیتهای گردشگری انسان است. مجتمع گردشگری6 به مجموعهای از تأسیسات اقامتی،پذیرایی،تفریحی، تفرجگاهی و ورزشی گفته میشود که دارای تأسیسات متنوع بوده و مهمانان ضمن اقامت در آنها میتوانند از خدمات جانبی دیگری که در آنها وجود دارد استفاده 1lکنند.تأسیسات اقامتی در مجتمعهای گردشگری متنوع است و میتوانند به صورت اتاق،ویلا،آپارتمان،کمپینگ، محل پارک کاروان یا اتاقهای بسیار که با اتومبیل یدک کشیده میشوند،باشد. هدف تحقیق هدف تحقیق حاضر شامل اهداف علمی-کاربردی و همچنین هدف خاص در ارتباط با موفقیت تحقیق است. نگاهها به الگوی توسعه گردشگری مبتنی بر دهکدههای گردشگری(مجتمعهای گردشگری)از منظر توسعه گردشگری و اصلاح الگوی متمرکز و نامناسب گردشگری فعلی اشاره دارد.هرچند که توسعه متعادل منطقهای و روستایی از نکات مثبت آن به شمار میرود. 1-کمک به تمرکز در نوار ساحلی و کاهش تبعات منفی منطقهای 2-کمک به توسعه متعادل منطقهای 3-کمک به توسعه روستایی 4-کمک به استفاده بهینه از سایر منابع گردشگری استان(جنگل،اکوسیستم کوهستان) 5-جلب رضایت گردشگران با ارائه خدمات مطلوب اقامتی-پذیرایی،تفریحی،ورزشی و.... 6-تنوع بخشیدن به محصولات قابل عرضه به گردشگران سئوالهای تحقیق 1-الگوی فعلی گردشگری استان چگونه است؟ 2-معیارهای تعیین مطلوبیت مکانی برای ایجاد دهکدههای گردشگری کدامند؟ 3-چه منطقهای از شهرستان نور از اولویت بالاتری برای ایجاد دهکدههای گردشگری برخوردار است؟ روش تحقیق روش این تحقیق از نوع توصیفی، تحلیلی و کاربردی است.همچنین در این تحقیق برای مقایسه و ارزیابی مناطق مورد مطالعه از یک مدل ریاضی بهره جسته و با استفاده از اسناد و مدارک،شاخصهها تعیین شده و با استفاده از پرسشنامه و طیف ساعتی 2lشاخصههای مؤثر،جداسازی و آنگاه با روش A.H.P گروهی به ارزیابی مناطق مورد اشاره پرداخته شد و اولویتبندی این مناطق را از لحاظ میزان مناسب بودن هر منطقه جهت توسعه و احداث دهکدههای گردشگری با توجه به شاخصههای موردنظر در قیاس باهم مشخص خواهد کرد.در این پژوهش برای آزمون اعتبار پرسشنامه از آلفای کرونباخ و برای جداول مقایسهای از محاسبه نرخ سازگاری (CR) استفاده شد. روش تجزیه و تحلیل دادهها در تحقیق حاضر از روش AHP جهت تعیین اولویتبندی مناطق بهینه جهت ایجاد و توسعه دهکدههای گردشگری استفاده شده و تعیین الویت مناطق سهگانه نسبت به یکدیگر جهت احداث مناطق دهکدههای گردشگری است. فرایند تحقیق بهطور خلاصه میتوان فرایند تحقیق حاضر را به شکل زیر نمایش داد: محدودیتها و تنگناهای تحقیق نبود تعریف دقیق و عدم وفاق نظر میان صاحبنظران و (به تصویر صفحه مراجعه شود) نمودار شماره 1 1lدستاندرکاران بخش گردشگری در مورد تعریف و مفهوم دهکدههای گردشگری،مشکل جلب رضایت مدیران و کارشناسان جهت استفاده از تکنیک دلفی،عدم دسترسی کامل به گزارشهای نهادها و سازمانها در حوزه گردشگری جزء محدودیتهای پژوهش بوده است. بررسی وضعیت دریا و سواحل استان مازندران دریای مازندران با ویژگیهای منحصر به فرد یکی از بهترین پتانسیلهای گردشگری کشور و استان مازندران است.علاوه بر آن گردشگری در مازندران به دلیل وجود اینجاذبه طبیعی مهم،در برنامههای اول و دوم توسعه به عنوان محور توسعه قلمداد شده است،اما بررسیها نشان میدهد که این امر عملا تحقق نیافته است دلیل عمده این امر نادیده گرفتن موانع متعدد و بیتوجهی به حفظ و حراست این منبع خدادادی بوده است.متولیان برنامهریزی کشور با توجه به پتانسیل مذکور،توسعه استان را در گروه توسعه گردشگری میدانستند ولی متأسفانه این توان بالا،روز به روز رو به زوال و نابودی رفته است و هیچ تفکر صحیحی برای شکوفا نمودن این استعدادها به اجرا نیامده است.آمار نشان میدهد که 89 درصد از وسعت قریب به 833 کیلومتر نوار ساحلی استان مازندران در اختیار دستگاههای دولتی و بخش خصوصی است..که ایام محدودی از سال،این سرمایه عظیم ملی را مورد بهرهبرداری قرار میدهند،درحالیکه این شاهکار آفرینش و دنیای زیبائیها که از«نزدیکی و همجواری دریا و جنگل»در ساحل به وجود آمده متعلق به همه مردم کشور است تا در کنار این همه نعمتها بیاسایند و به قدرت و جبروت الهی اندیشه کنند. در نظرسنجی انجام شده که برپایه اصول و علمی آماری در سال 1831 انجام شده مشخص گردیده که حدود 09 درصد از گردشگران با انگیزه گذراندن اوقات فراغت به استان مازندران سفر میکنند و از تعداد حدود 87 درصد استفاده از دریا را در اولویت سفر قرار دادهاند.برپایه همان نظرسنجی مشخص شده که متأسفانه تنها 02 درصد از مسافران موفق به رفتن به ساحل و 7 درصد موفق به شنا شده،69 درصد موفق به قدم زدن و استراحت در سواحل شده و در مجموع 09 درصد از گردشگران از وضعیت دریا رضایت نداشتهاند. چنانچه دگرگونیهای اساسی در این زمینه انجام نپذیرد، در آینده نزدیک شاهد تخریبها و نابسامانیهای دیگر در نوار ساحلی خواهیم بود و باید شعار محوریت گردشگری را در توسعه مازندران حذف نموده و دریا را دیگر به عنوان 2lمنبع مهم گردشگری یاد نکنیم و در مجموع این وضع جز ناهنجاریهای اجتماعی،نابودی ارزشهای فرهنگی و از بین رفتن عدالت اجتماعی و غیره را نصیب جامعه نخواهد کرد. وضعیت موجود گردشگری مازندران: -تعداد گردشگران داخلی سال 18 00000021 نفر -تعداد گردشگران خارجی سال 18 00007 نفر -تعداد مسافران با قصد گذراندن اوقات فراغت 29 درصد -تعداد مسافران با قصد استفاده از دریا و ساحل 87 درصد -میزان هزینه بخشهای دولتی مستقر در سواحل سالانه 52-02 میلیارد ریال بدون کسب درآمد. تابلوی موردنظر نحوه اشغال سازمانها و نهادهای دولتی مستقر در سواحل استان مازندران را نشان میدهد. وضعیت نوار ساحلی مازندران: -طول کامل نوار ساحلی مازندران،833 کیلومتر 1l-طول کامل نوار ساحلی که در آن ساخت و ساز انجام شده است،842 کیلومتر یعنی 47 درصد -طول سواحل بدون ساخت و ساز متعلق به بخش خصوصی،دولتی و انتظامی 57 کیلومتر -میزان سواحل انحصاری،69 درصد -پتانسیل ایجاد شغل در هر کیلومتر ساحل دریا 005 نفر استفاده از طرح دریا: (به تصویر صفحه مراجعه شود) 29 درصد از علاقهمندی گردشگران به استان مازندران طبیعت است،با توجه به جدول فوق در سال 08،87 درصد جهت استفاده از طرح دریا به کنار ساحل رفتهاند.این عدد (به تصویر صفحه مراجعه شود) در تابستان 48 به 26 درصد رسید.علت این امر انحصاری بودن ساحل و توجه به مناطق جنگلی و ییلاقی در استان است. موانع و مشکلات اصلی وضعیت سواحل مازندران -ساخت و سازهای بیرویه در سواحل -نداشتن شبکه حمل و نقل مناسب جادهای،ریلی، دریایی و هوایی -عدم ساماندهی ویلاها و منازل استیجاری شخصی -وجود هرج و مرج در فعالیتهای شغلی مسیرهای گردشگری و عدم وجود متولی برای این مشاغل -عدم اجرای برنامه آموزشی و آگاهسازی عمومی از طریق رسانههای گروهی -عدم وجود تابلوهای راهنمای بین المللی حاوی اطلاعات موردنیاز به زبانهای مختلف -انحصاری بودن ساحل 2l پاسخ به سئوالهای مطرح شده تحقیق 1-نتایج حاصل از بررسی توزیع جغرافیایی تاسیسات اقامتی و پذیرایی،حاکی از آن است که بیش از 78 درصد (به تصویر صفحه مراجعه شود) از تاسیسات اقامتی در نوار ساحلی و جلگه استان متمرکز شده است.همچنین 45 درصد واحدهای اقامتی استان در سطح جلگه و نوار ساحلی مکانیابی شدهاند.از آنجا که توزیع جغرافیایی عرضه از تقاضا تبعیت میکند.میتوان گفت که الگوی گردشگری استان به لحاظ مکانی و نوع فعالیت متمرکز است. 2-با توجه به معیارهای تأیید سیزدهگانه در ایجاد و راهاندازی دهکدههای توریستی استان مازندران که توسط مدیران و کارشناسان حوزه گردشگری و دانشگاهیان که عبارت هستند از 1،4،5،6،7،8،9،61،71،81، 02،12 و 03.این معیارهای سیزدهگانه در دهکدههای مطرح در غرب استان مازندران برای مکانیابی ایجاد دهکدهها توریستی که از نظر گردشگری نسبت به شرق استان از امتیازات قابل توجهی نیز برخوردار هستند که توسط خبرگان حوزه گردشگری استان مازندران مورد بررسی قرار گرفتند که از این میان منطقه میانبند نور مورد تأیید قرار گرفته.لذا این معیارهای سیزدهگانه با توجه به شرایط جغرافیایی،تاریخی،فرهنگی و مذهبی (به تصویر صفحه مراجعه شود) (به تصویر صفحه مراجعه شود) آلودگی در نوار ساحلی 1lاستان مازندران به عنوان مؤثرترین معیارها در ایجاد و راهاندازی دهکدههای توریستی در استان مازندران است. که پیشنهاد میشود برای مکانیابی احداث دهکدههای توریستی در این استان این معیارهای سیزدهگانه مورد لحاظ قرار گیرد.در غیر این صورت مناطقی که بدون در نظر گرفتن این معیارها برای احداث دهکدههای توریستی اقدام گردد هیچگونه توجیه اقتصادی نخواهد داشت و قطعا منجر به شکست خواهند شد. 3-با توجه به نتایج حاصل از نظرات خبرگان حوزه گردشگری استان مازندران که معیارهای سیزدهگانه تأیید شده در ایجاد و راهاندازی دهکدههای توریستی استان را با مناطق مطرح در غرب استان از روش AHP گروهی مدنظر قرار دادند.منطقه میانبند نور بهترین شرایط مکانی برای احداث دهکدههای توریستی را به خود اختصاص داده است. 2l پیشنهادهای تحقیق با توجه به نتایج حاصل از پژوهش،اولویت اول سرمایهگذاری در ایجاد و راهاندازی دهکدههای توریستی در استان مازندران در منطقه میانبند نور واقع در غرب استان مازندران تعیین شده است و آخرین اولویت نیز در این ارزیابی منطقه بلده نور معرفی شده است. همچنین یافتههای پژوهش،بر سرمایهگذاری در سایر الگوهای گردشگری به غیر از الگوی گردشگری ساحلی(دریا) که الگوی فعلی و مطرح در استان مازندران است.تاکید دارد.به طوری که الگوی گردشگری غیر ساحلی میتواند مکمل الگوی گردشگری فعلی استان که بر ساحل و دریا تمرکز یافته است باشد.چرا که استان مازندران از منظر ناهمواریها علاوه بر دریا و سواحل شنی آن دارای جلگه،کوهپایه، کوهستان و جنگل است.و هرکدام از این موارد میتواند بالقوه در توسعه پایدار صنعت گردشگری استان نقش بهسزایی داشته باشد. پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی 1-تعمیم این روش در دیگر استانهای کشورمان برای ارزیابی و انتخاب مناطق مستعد،برای ایجاد و راهاندازی دهکدههای توریستی در سطح بین المللی،ملی،استانی و محلی برای جذب بیشتر گردشگران داخلی و خارجی در راستای توسعه پایدار صنعت گردشگری. 2-استفاده از روشهای کمی (AHP) در سایر سطوح تصمیمگیری 3-استفاده از ترکیب روشهای تحلیل پوشش داده با منطق (AHP) برای ارزیابی عملکرد و تعیین رتبه کارایی هریک از مناطق که دهکدههای توریستی ایجاد و راهاندازی شده است. بررسی و ارزیابی سایر الگوهای گردشگری در کشور بر اساس امکانات بالقوه هر استان،در راستای تمرکززدایی از یک الگوی گردشگر در استانها درحالیکه میتوانند بالقوه از سایر الگوهای گردشگری در منطقه،همزمان بهرهمند باشند. پینوشتها (1)-گزارش سازمان،ایرانگردی و گردشگری استان مازندران،2831 ص 45 (2)- Tourism Complex (3)- Regional Planning (4)- Sustainable Tourism Development (5)- Villege Tourism (6)- Tourism Complex منابع و مآخذ 1-ابراهیمی،صفر علی،دهکده توریستی و اقامتی کوهرنگ،پایان نامه کارشناسی ارشد،دانشگاه شهید بهشتی،دانشکده معماری و شهرسازی،9731. 2-اسحقی،روح اللّه و شیدفر،محمد رضا،مازندران از نگاه گردشگران سازمان ایرانگردی و جهانگردی استان مازندران،2831. 3-اسحقی،روح اللّه شیدفر،محمد رضا،راهنمای برنامهریزی سفر در استان مازندران،2831. 4-پاکدامن،یحیی،مجموعه مقالات اولین همایش کیش 6731 . 5-چاک وای،گی،جهانگردی در چشماندازی جامع،مترجم علی پارساییان و دیگران،تهران:شرکت چاپ و نشر بازرگانی،8731. 6-خاکساری،علی،مجموعه مقالات بررسی سیستمها و برنامههای توسعه جهانگردی در مجموعه اسلامی ایران،دانشگاه علامه طباطبایی با همکاری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور،2831. 7-رضوانی،محمد رضا،تحلیل روند ایجاد و گسترش خانههای دوم در نواحی روستایی،پژوهشهای جغرافیایی،تهران:انتشارات سمت،ش 54 ،2831. 8-رفیعی،محمد رضا،طرح گردشگری استان فارس،شیراز:میراث فرهنگی و گردشگری،3831. 9-زندهدل،حسن،جهانگردی ایران(2)مازندران،ساری:مجموعه کتابهای راهنمای جامع ایرانگردی شمال،3731. 01-سازمان ایرانگردی و جهانگردی استان مازندران،بررسی وضعیت دریا و سواحل،ساری،خردادماه 2831. 11-سازمان مدیریت و برنامهریزی استان مازندران،گزارش وضعیت اقتصادی اجتماعی استان مازندران نشریه شماره 4،5831. 21-سازمان میراث فرهنگی و گردشگری،طرح دهکده جهانگردی مازندران،مناطق گردشگری،تهران،0831. 31-سازمان مدیریت و برنامهریزی استان مازندران،سیمای شهرستان نور،معاونت اقتصادی و برنامهریزی،سفر ریاست جمهور،4831. 2l41-صفایی،فرشید،ارزیابی و انتخاب مناطق نمونه گردشگری استان مازندران،پاپاننامه کارشناسی ارشد،مؤسسه عالی آموزش و پژوهشی سازمان مدیریت و برنامهریزی 5831. 51-عبد اللّه زاده،محمود،برنامهریزی ملی و منطقهای جهانگردی، دفتر پژوهشهای فرهنگی،چاپ دوم 4831. 61-غفوری،مهدی،دهکده تفریحی و توریستی دیوچشمه کجور، پایاننامه کارشناسی ارشد،دانشگاه یزد،مجتمع هنر و معماری،دانشکده معماری شهرسازی،1831. 71-گزارش سازمان ایرانگردی و جهانگردی استان مازندران سال 2831. 81-گزارش ایرانگردی و جهانگردی استان مازندران 1831. 91-گزارش سازمان مدیریت و برنامهریزی استان مازندران،نشریه شماره 4،5831. 02-محمودی،فتانه،مجموعه مقالات،نقش صنعت گردشگری در توسعه مازندران 4831. 12-مستندات طرح توسعه استان مازندران،سازمان مدیریت و برنامهریزی مازندران 3831. 22-نمایی از فرهنگ و هنر مازندران،اداره کل فرهنک و ارشاد اسلامی استان مازندران 4831. Mclntryre GeorgeṣSustainable Tourism De- -32 Velopment:Guide .For Local PlannersṣSpainṣWorld Tourism Or- gnizatin(WTO)1993 (Mafṣ1994ṣDOT 1993ṣJenkins et al -42 1997ṣbartmann and.Baum.1998ṣp.p.692-693 WTOṣ1997 Streckfussṣ1997) http://database.irandoc.ac.ir/scripts/WXis. -52. exe?a og:49:44 http://WWW...../Persian/faculitesindex.htm. -62. motares.ac.ir WWW.mazandaranmiras.ir -72. WWW.mazandarantourism.ir -82. http://mehrnews.com/fa/Newsprint. -92. aspx?NewsID 202537 http://213.176.22.16/scripts/Wxis. -03. exe?a 12:05:47 http://hoteldari.net/articles/management/jz- -13. btvj.php
|+| نوشته شده توسط <-وحید کیانی-> در سه شنبه 28 آذر1391 و ساعت 16:55 |
مقاله علمی - پژوهشی- لاویج
چکیده : استفاده از مطالعات ژئومورفولوژی، با توجه به پیشرفتهای اخیر در هیدرولوژی دیرینه سیلاب، بهعنوان مکملی برای نگرشهای هیدرولوژیکی متداول مورد نیاز است. عوامل مؤثر در سیل خیز بودن حوضه رئیس کلا به دو دسته تقسیم میشوند: الف) عوامل مربوط به حوضه زهکشی؛ ب)عوامل مربوط به کانال رود که نقش مهمی در تغییر یا ایجاد لندفرمهای رودخانهای داشته و بیشتر تحت تأثیر لیتولوژی و تکتونیک قرار دارند. برای تخمین دبی با استفاده از شاخصهای دیرینه تراز و روشهای گیاهی از چند مقطع نقشهبرداری شد و در بازههای مختلف تنش برشی، قدرت رود و سایر پارامترهای مورد نیاز با استفاده از نرمافزار HEC-RAS محاسبه شد؛ سپس آثار فرسایشی و اشکال رسوبی ناشی از سیلاب بررسی شد. مطالعه حاضر نشان میدهد که با استفاده از شاخصهای دیرینه تراز و توانش جریان در رودخانههای پرشیب و کوچک کوهستانی، میتوان بزرگی سیلاب را با دقت بیشتری پیشبینی کرد و در طراحی سازهها و پهنهبندی خطر آن را به کاربرد. کلمات کلیدی : دیرینه سیلاب، ژئومتری کانال، قدرت رود، شاخصهای دیرینه تراز PSI، نرمافزار HEC-RAS. اين مقاله از مجله مدرس علوم انسانی » زمستان 1384 - شماره 43 (از صفحه 33 تا 48)، گرفته شده است. محمدحسین رضایی مقدم1، رضا اسماعیلی2*1 - استادیار، گروه جغرافیای طبیعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران. 2 - دانشجوی دکترای ژئومورفولوژی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران. چکیدهاستفاده از مطالعات ژئومورفولوژی، با توجه به پیشرفتهای اخیر در هیدرولوژی دیرینه سیلاب، بهعنوان مکملی برای نگرشهای هیدرولوژیکی متداول مورد نیاز است. عوامل مؤثر در سیل خیز بودن حوضه رئیس کلا به دو دسته تقسیم میشوند: الف) عوامل مربوط به حوضه زهکشی؛ ب)عوامل مربوط به کانال رود که نقش مهمی در تغییر یا ایجاد لندفرمهای رودخانهای داشته و بیشتر تحت تأثیر لیتولوژی و تکتونیک قرار دارند. برای تخمین دبی با استفاده از شاخصهای دیرینه تراز و روشهای گیاهی از چند مقطع نقشهبرداری شد و در بازههای مختلف تنش برشی، قدرت رود و سایر پارامترهای مورد نیاز با استفاده از نرمافزار HEC-RAS محاسبه شد؛ سپس آثار فرسایشی و اشکال رسوبی ناشی از سیلاب بررسی شد. مطالعه حاضر نشان میدهد که با استفاده از شاخصهای دیرینه تراز و توانش جریان در رودخانههای پرشیب و کوچک کوهستانی، میتوان بزرگی سیلاب را با دقت بیشتری پیشبینی کرد و در طراحی سازهها و پهنهبندی خطر آن را به کاربرد. کلید واژهها: دیرینه سیلاب، ژئومتری کانال، قدرت رود، شاخصهای دیرینه تراز PSI، نرمافزار HEC-RAS. 1- مقدمهسیل بهعنوان یک پدیده طبیعی و یک مخاطره (در مواردی که انسان و منافع مالی او در خطر باشد) از دیرباز توجه علوم مختلف از جمله هیدرولوژی، هیدرولیک و ژئومورفولوژی را به خود مشغول کرده است. در علم ژئومورفولوژی دو برداشت متفاوت یکی مشتمل بر اندازهگیری مقدار بار معلق و دیگری بررسی آثار ژئومورفیک در قالب تغییر در لندفرمها _____________________________ وجود دارد]1، ص 185[. در این مقاله که نگرش دوم مدنظر قرار داشته و هدف اصلی آن بررسی آثار ژئومورفیکی سیل در حوضه رئیس کلا و تخمین دبی اوج سیلاب با استفاده از روشهای پائوهیدرولوژی بوده است، حوادث بزرگ و نادر نقش ژئومورفیک مهمی را در بعضی از محیطهای رودخانهای بازی میکنند و ممکن است برای حمل رسوبات با قطر زیاد سیلابهای با دوره برگشت طولانیتر در آنها لازم باشد. مطالعات ژئومورفولوژیکی سیل، با پیشرفتهای اخیر در مبحث هیدرولوژی با عنوان هیدرولوژی دیرینه سیلاب[1] بهصورت مکملی برای نگرشهای هیدرولوژیکی در این زمینه درآمده است]2، ص 139[. به طوری که تعیین ویژگیهایی مانند عمق، حجم، دبی و فراوانی سیلابها برای برنامهریزی و طرحهای عملیات و اقدامات سازهای مربوط به سیلاب مثل دایکها، پلها و... مهم است. در این راستا، مطالعات پالئوهیدرولوژیکی با استفاده از ابعاد و نوع کانال یا بزرگی نهشتههای درون رودخانهای میتواند در بازسازی دادههای مربوط به سیل استفاده شود و افزون بر این، تحلیلهای هیدرولوژیک در مناطق بدون ایستگاه هیدرومتری نیز با توجه به امکانپذیر بودن بررسی و مطالعه ابعاد کانال یا مسیر آبراههها و سایر شاخصهای ژئومورفیک مربوط به آنها با استفاده از روشهای مختلف از جمله روش شیب - سطـح مقطع میسر میباشد. مشخص کردن آثار وقوع سیلابها در عمل فرسایش، نهشتهگذاری و دیگر موارد مربوط به ژئومـورفـولـوژی در یـک دره به طور قـابل ملاحظـهای به زمان و عوامل محیطی- مکانی وابسته است. در این صورت توجه به آنها با هدف بررسی آثار ژئومورفیکی جریانهای بزرگ در موقعیتهای مختلف بسیار حایز اهمیت است. شایان ذکر است که قوانین معین هیدرولوژیکی و جریانهای غالب ژئومورفولوژی رودخانهای، فرسایش و حمل رسوب توأم با مکان و زمان خاص نیز درک پیشبینی آثار سیلاب را بهصورت همه جانبه فراهم میکند و از جمله نکاتی میباشد که لازم است به آن توجه شود. مطالعه ژئومورفولوژی سیلاب[2] از سه دهة اخیر با بهوجودآمدن نگرشی جدید تحت عنوان هیدرولوژی دیرینه سیلاب (که بهوسیله ژئومورفولوژیستها توسعه یافت)، روند جدیدی پیدا کرده است. این مطالعات بهوسیله ویکتور بیکر[3] تحت عنوان پالئوهیدرولوژی آغاز شد]3، ص 105[؛ سپس در سطح جهان مطالعات تحقیقی متعددی، مخصوصاً درباره رودهای بزرگ با استفاده از رسوبات آب ساکن[1] برای بازسازی سیلابهای قدیمی صورت گرفت. اما همچنان که جررت[2] ذکر کرده است، هیدرولیک و هیدرولوژی رودهای کوهستانی بهصورت ضعیفی نسبت به رودهای سایر واحدهای ژئومورفولوژی شناسایی شدهاند]4، ص 238[. به همین دلیل در تحقیق حاضر، مطالعه منطقه پژوهش شده برای درک بهتر روند فعالیت رودهای کوچک کوهستانی (که وقوع سیلابها در آنها ناگهانی است) با استفاده از سایر روشهای دیرینه سیلاب مدنظر قرار گرفته است. 2- مواد و روشهاحوضه مطالعه شده یکی از زیر حوضههای آبخیز لاویج رود است که با مساحتی حدود 13 کیلومتر مربع در البرز شمالی و جنوب شهر نور واقع شده است. این حوضه که رئیس کلا نام دارد، بینتاعرض شمالی وتطول شرقی قرار گرفته است(شکل1). میانگین بارش سالیانه حوضه حدود600 میلیمتر است و تقریباً 68 درصد آن در فصل پاییز و زمستان میبارد. در ابتدا، عوامل کنترل کنندة واکنشهای ژئومورفیک بررسی شد. این عوامل براساس ارتباط داشتن با کانال و دشت سیلابی به دو دسته تقسیم میشوند]1، ص 170[: 1- فاکتورهای حوضه زهکشی مانند اقلیم (رژیم بارش)، پوشش گیاهی، خاک و غیره که جزو عوامل بیرونی محسوب میشوند. این عوامل روی رواناب تأثیرگذار است و افزایش دبی ناشی از آنها روی کانال و دشت سیلابی اثر میگذارد. 2- عواملی مانند شیب آبراهه، بار بستر درشتدانه، ژئومتری کانال و دشت سیلابی که بهعنوان عوامل درونی شناخته میشوند و بیشتر تحت تأثیر لیتولوژی و تکتونیک قرار دارند]1، ص 185[. سرعت زیاد جریان آب، فرسایش کانال، کرانه و دشت سیلابی را تسهیل میکند؛ رسوبات درشتدانه هم میتوانند بهصورت یک وسیله فرساینده در فرسایش ناشی از سیلاب به کار روند]1، ص 185[. اندازه این رسوبات که از حوضه زهکشی وارد آبراهه میشوند، تحت تأثیر لیتولوژی و اقلیم قرار دارد. بنابراین برای محاسبه حداکثر دبی سیل و بالاآمدن سطح آب با استفاده از روشهای زیر از چند مقطع از بازههای انتخابی در مسیر رودخانه نقشهبرداری شد(شکل2). 1- شاخصهای دیرینه تراز PSI[1]: این شاخصها عبارتند از:1- از خطوط سیلتی که دقیقترین تخمین تراز را فراهم میکنند. 2- نهشتههای واریزهای و موانع بولدری(موانع قطعه سنگی)[2] که نشاندهندة سطح پایین آب در سیلاب هستند]6، ص 116[. 2- شاخصهای گیاهی (بوتانیکی)[3] : وجود جوانههای زاید، خراشهای ایجاد شده روی درختان به علت برخورد واریزههای سیلابی که حداکثر ارتفاع خراش یک تخمین حداقلی را از دبی اوج فراهم میآورد، نفوذ واریزههای سیلابی در شکاف درختان، قطع شدگی ریشه درختان و... . 3- توانش[4] جریان: در این روش اندازه ذرات بهعنوان شاخصی از توانایی حمل رسوب (تنش برشی، قدرت رود و...) بررسی میشود و رسوبات درشتدانه هم بهصورت شاخصی برای جریانهای سیلابی بزرگ به کار میروند]6، ص 115[. بنابراین با استفاده از فرمول مانینگ[5] و روش شیب - سطح مقطع ساده شده دبی در مقاطع مختلف محاسبه شد، (رابطههای1و2): در رابطه فوق، Q: دبی؛ A: مساحت مقطع عرضی کانال رودخانه()؛V: سرعت جریان آب (m/sec)؛R : شعاع هیدرولیک (A/p)؛ S: شیب سطح آب که در عمل شیب بستر کانال یا رودخانه (m/m ) است و n ضریب زبری ماننینگ میباشد. در روش شیب- سطح مقطع ساده شده بهوسیله روابط شیب، ضریب زبری حذف شده است و بهصورت رابطه 3 میباشد]7، ص 61[ محاسبات مربوط به تخمین دبی و سایر پارامترهای هیدرولوژیک با استفاده از نرمافزار HEC- RAS[6] انجام گرفته است. مؤلفههای آنالیز هیدرولیک در این نرمافزار عبارتند از: 1- محاسبات نیمرخ سطح آب جریانهای پایدار[1]؛ 2- شبیهسازی جریانهای ناپایدار؛ 3- محاسبات مربوط به حمل رسوب. نمایش دادههای ژئومتریک ومحاسبات هیدرولیک در همه محاسبات مشترک است. بعد از محاسبة دبی اوج سیلاب مسائل ژئومورفیک مربوط به فرسایش، حمل رسوب و نهشتهگذاری بررسی و تحلیل شد. به طور کلی فرسایش کرانهای به دو فرایند عمده وابسته است: کشیدهشدن ذرات رودخانهای، سستی و هوازدگی مواد کرانهای که پتانسیل حرکات تودهای را افزایش میدهند. در فرایند کشیده شدن ذرات رودخانهای، رسوبات ممکن است بهصورت مستقیم از سطح کرانه بهوسیله تنش برشی ایجاد شده از جریان رودخانه کنده شوند که این فرایند سایش[2] نام دارد]8، ص 202[. افزایش در سرعت و تنش برشی سبب افزایش ظرفیت حمل رسوب میشود و رسوبات را از بستر خود همگام با افزایش میزان تعادل فرسایش میدهد. 3- نتایج3 -1- عوامل کنترلکنندة واکنشهای ژئومورفیک در حوضه مطالعه شده3-1-1- رژیم بارشبارشهایی که باعث ایجاد سیلاب در حوضه میشوند، بهطور عمده از عوامل زیر منشأ میگیرند: 1- بارشهای شدید تابستانی: این نوع از بارشها به طور عمده محلی هستند و به علت نفوذ تودههای هوای مرطوب از سمت دریای خزر و صعود اوروگرافیک ایجاد میگردند. این عامل منجر به سیلابهای بزرگ در حوضه میشود. برای مثال رگبار 10/4/ 1376 (میزان بارش در ایستگاه تنگه که در قسمت شمال حوضه لاویج رود قرار دارد،80 میلیمتر گزارش شده است) که باعث وقوع سیل در حوضه شده است. 2- بارشهای فصل پاییز: ایجاد بارشهای سنگین فصل پاییز در جنوب دریای خزر بیشتر بهعلت پرفشارهای مهاجر است]9، ص 281[. در این فصل با بهوجود آمدن یک ناوة عمیق(که محور آن دارای امتداد شمال شرقی- جنوب غربی است) و از روی دریای خزر عبور میکند و بر اثر فرارفت هوای سرد شمالی روی آبهای گرم باعث ناپایداری میشود و بارشهای سنگینی در منطقه ریزش میکند]9، ص 281[. از کل بارشهای سنگین فصل پاییز7/54 درصد مربوط به پرفشارهای مهاجر،3/28 درصد به پرفشارهای ادغامی (ادغام پرفشارهای مهاجر و پرفشار سیبری) و 17 درصد مربوط به سامانههای کمفشار میباشد ]9، ص 208[. 3-1-2- شکل حوضهضریب فشردگی شکل حوضه مطالعه شده در قسمت بالادست 115/1 میباشد. اگر مقدار این ضریب 128/1 باشد، شکل حوضه بهصورت مربع است]10، ص 105[. بنابراین شکل حوضه در قسمت بالادست تقریباً بهصورت مربع است که این عامل با توجه به شیب زیاد حوضه باعث کوتاه شدن زمان تمرکز و افزایش حجم رواناب نسبت به سطح تحت زهکشی شده و باعث ایجاد سیلابهای ناگهانی میشود. 3-1-3- لیتولوژیبا توجه به شکل3 سازند شمشک (ژوراسیک) با تناوبی از شیل، ماسه سنگ و لایههای زغالی 86 درصد از سطح حوضه را شامل میشود و بعد از آن سازند الیکا (تریاس) با تناوبی از دولومیتهای ضخیم لایه و سنگ آهک از پراکندگی کمتری برخوردار است. 3- 1- 4- پوشش گیاهی و خاکویژگیهای پوشش گیاهی و خاک میتوانند بر واکنش سیلاب در حوضه زهکشی تأثیر داشته باشند. در حوضه مطالعه شده از ارتفاع تقریباً 750 متر به بالا پوشیده از درختان جنگلی با گونههای غالب راش، ممرز، افرا و توسکا میباشد، اما به علت وجود خاکهای قهوهای با افق رسی که حدود 80 درصد سطح حوضه را میپوشانند، نفوذپذیری نسبتاً کم شده و تولید رواناب بیشتر میشود. این خاکها در افقهای بالا بافت متوسط تا کمی سنگین و در افق B رس زیادتری دارا بوده و بهنسبت سنگین تا بسیار سنگین میباشند. بنابراین همین عامل میتواند تأثیر قابل توجهی را در هیدروگراف سیل داشته باشد. 3- 1- 5- شیب کانالشیب متوسط نیمرخ طولی رود شاخه غربی و شرقی تا خروجی بترتیب حدود 25 و32 درصد میباشد. با استفاده از روش لگاریتمی، نیمرخ تئوری هر دو شاخه غربی و شرقی ترسیم شد که بهطور کامل از نیمرخ واقعی پایینتر بودهاند(شکل 2). در این صورت میتوان آن را به فعالیت تکتونیکی منطقه از جمله عبور گسل البرز و وجود گسل روراندة لاویج در حوضه نسبت داد. 3- 2- فرسایشسیل تیر ماه 1376 در حوضة آبخیز رئیس کلا با دبی تقریبی 75 مترمکعب در ثانیه سبب تخریب پل ارتباطی بین روستاهای منطقه، دایک و واحدهای مسکونی و تجاری حاشیه رودخانه شد و تغییرات فرسایشی زیادی را در امتداد کرانه رودخانه و دشت سیلابی ایجاد کرد که از مهمترین این تغییرات میتوان به فرسایش کرانهای، پهن شدگی کرانه رودخانه و حرکات تودهای اشاره کرد. تخمین قدرت رود، ارزیابی بالقوهای را برای تغییرات کانال و دشت سیلابی فراهم کرده است و انرژی فراهم شده در بستر کانال برای غلبه بر اصطکاک و حمل رسوب را تشریح میکند]12، ص 283[. قدرت رود در محدوده مرزی کانال بر حسب وات بر مترمربع بهصورت زیر تعریف میشود]12، ص 283[: (4) که در آن: چگالی سیال ()؛ g: شتاب ثقل ()؛ Q: دبی)(؛ s: شیب انرژی m/m (شیب سطح آب که در عمل شیب بستر رودخانه در نظر گرفته میشود) و w: عرض سطح آب به متر است. طبق محاسبات مگیلیگان[1] آستانة فرسایش در کانالهای آبرفتی مناطق مرطوب 100 نیوتن بر متر مربع یا300 وات بر متر مربع بترتیب برای تنش برشی و قدرت واحد رود است ]13، ص 373[. با توجه به جدول 1 قدرت رود در همة مقاطع انتخابی از آستانة فرسایش بیشتر بوده است. قدرت رود در مقاطع تنگتر بیشتر بوده و در مقاطع عریضتر کاهش یافته است. این ارزیابی قدرت رود با شواهد میدانی و پهنشدگی محلی کانال منطبق است. بهطوریکه در مقاطع عریضتر که قدرت رود کمتر بوده است، مانند مقاطع 1و2، رسوبات در اندازههای مختلف نهشته شدهاند. اما در مقاطع تنگتر مانند مقطع 4، عمل انتقال رسوبات درشتدانه بیشتر صورت گرفته است. در مسیر رودخانه مطالعه شده موانع رسوبی متعددی بهصورت طولی وجود دارند که بهطور عمده از قطعه سنگها و قلوه سنگها تشکیل شدهاند و ارتفاع بعضی از آنها به حدود 2متر هم میرسد. این موانع باعث تنگشدگی بعضی از بازههای کانال اصلی میشود؛ همچنین سبب شده است که حتی در دبی 5 مترمکعب در ثانیه نیز قدرت رود از آستانة فرسایش تجاوز کرد و باعث حمل رسوبات از این موانع رسوبی شود. طبق محاسبات کومار تنش برشی بستر جریانهای سیلابی حدود 1000 نیوتن بر مترمربع یا 10000 دین بر سانتیمتر مربع است]14، ص 105[. شایان ذکر است که قلوه سنگها و قطعه سنگهای کوچک با قطر 10- 30 سانتیمتر بهصورت معلق و قطعه سنگهای با قطر چند متر بهصورت بار بستری حمل میشوند. مقادیر تنش برشی ارائه شده در جدول 1 و وجود رسوبات با قطر بیش از 2 متر در بستر رود مطالعه شده، قدرت بسیار زیاد آن را در مواقع سیلابی نشان میدهد. فرایند دیگر مربوط به حرکات تودهای است که در امتداد دره حوضه مطالعه شده قابل مشاهده است. این فرایندها عبارتند از: الف) خاک افت[2]: این نوع از گسیختگی در حوضه فقط در کرانههای تقریباً عمودی که از رسوبات منفصل شامل خرده سنگها و رسوبات مخلوط هستند، رخ میدهند و وقتی اتفاق میافتند که رود پاشنة این کرانهها را زیربری[3] کرده است و باعث سقوط رسوبات به کف دره اصلی میشود (شکل4). جدول 1 ویژگیهای جریان سیلابی در مقاطع مختلف
*تعداد مقاطع 15 مورد بوده است که در جدول فوق 4 نمونه از آن بهصورت انتخابی آمده است. لازم به ذکر است که محاسبات مربوط به دبی 75 مترمکعب در ثانیه میباشد. ب) لغزش چرخشی: با توجه به نقشه 2 مهمترین سازند زمینشناسی حوضه سازند شمشک است که ترکیبی از شیل، ماسه سنگ و لایههای زغالی میباشد. خاک تشکیل شده روی این سازند نیز بهطور عمده خاک قهوهای با افق رسی است. با توجه به بافت سنگین این خاکها، بارش فراوان، زهکشی ضعیف و شیب زیاد باعث ایجاد این نوع از لغزشها میشود و رودخانه مخصوصاً در مواقع سیلابی باعث زیربری این لغزشها و از بین بردن تکیهگاه موقتی آنها شده، لغزش را شدت میدهد]15، ص 162[. منشأ عمده رسوباتی که بهوسیله رودخانههای موجود در حوضه حمل میشود، از این نوع لغزشهاست که گاهی با ایجاد سد موقتی در برابر جریانهای سیلابی و سپس شکسته شدن آنها حجم زیادی از آب رها شده و سیلاب تشدید میشود. 3- 3- نهشتهگذاریدرطی سیلاب ناگهانی تیر ماه 1376، حجم عظیمی از رسوبات در امتداد مسیر رودخانه و در کف کانال نهشته شد؛ بهطوریکه در نزدیکی محل تلاقی رود رئیس کلا به لاویج رود بستر اصلی رودخانه با رسوباتی به ضخامت بیش از یک متر پر شد و سطح اساس رودخانه بالا آمد. در مبحث فرسایش گفته شد که رودخانه در دبیهای سیلابی مختلف به علت ژئومتری خاص کانال دارای تنش برشی زیادی میباشد و نهشتههایی که بهوسیله حرکات تودهای (خاک افت و لغزش) در بستر قرار میگیرند، منبع رسوبی مهمی هستند که بهوسیله سیلابهای ناگهانی حمل میشوند. از نهشته شدن این رسوبات اشکال مختلفی در امتداد بستر و حاشیه آن بهوجود آمده است که میتوان به موانع قطعه سنگی، موانع قلوه سنگی[1] و انباشت تودههای رسوبی با جورشدگی مختلف اشاره کرد. بیشتر نهشتههای بزرگ (قلوه سنگها و قطعه سنگها) از جنس ماسه سنگ میباشند که در چینهشناسیسازند شمشک قرار دارند. شکل 4 پدیده خاک افت 3- 3- 1- موانع بولدری (قطعه سنگی)چندین مانع قطعه سنگی بهصورت طولی در امتداد کانال اصلی مشاهده شدهاند، قطر این قطعه سنگها بیش از 500 میلیمتر بوده است و ساختار متداخل[2] دارند، ارتفاع بعضی از این موانع بولدری بیش از یک متر است (شکل 5). در چند محل مخصوصاً در پیچهای رودخانهای این موانع مسیر رودخانه اصلی را مسدود کرده و رودخانه مسیر اصلی خود را تغییر داده است. شکل 5 موانع قطعه سنگی (بولدری) 3- 3- 2- موانع کابلی(قلوه سنگی)این موانع بهصورت طولی در امتداد رودخانه قرار گرفتهاند و با خمیرهای[1] از رسوبات ماسهای و سیلتی و ... مخلوط میباشند. جورشدگی آنها ضعیف بوده است و قطر متوسط ذرات آنها کمتر از 120 میلیمتر میباشد. 3- 3- 3- نهشتههای تودهایدر بعضی از محلهای رودخانه، رسوبات رودخانهای بهصورت تودهای حتی تا ارتفاع حدود3 متر هم مشاهده شدهاند که بهصورت مانع عمل کرده و در نتیجه مسیر رودخانه تغییر کرده است. این تودههای رسوبی مخلوطی از نهشتههای ریز تا بسیار درشت هستند و جورشدگی آنها بسیار ضعیف است، نهشتههای تودهای در محل انحنای رود در جایی که پهنشدگی در کرانه دره رخ داده و قدرت رود کاهش یافته است، مشاهده میشوند ( شکل 6). شکل 6 نمایی از زیربری رود که در اثر سیلاب و ایجاد پدیده خاک افت به وجود آمده است، مشاهده میشود. این عامل باعث میشود تا موانع نهشتهای در مسیر رود عمل کرده و باعث تغییر مسیر رود شوند. گرد شدگی کم در قطعه سنگهـای درشتدانه با قطر100-200 سانتیمتر درون رودخانه نشاندهنده جریانهای سیلابی کم وقوع با دوره برگشت طولانی و حمل رسوبات از مسافت کوتاه میباشد. 4- نتیجهگیریبهطورکلی، در حوضه مطالعه شده، واکنش عمدة ژئومورفیک در ژئومتری کانال بهصورت فرسایش کرانهای (سایش و حرکات دامنهای)، پهنشدگی کانال و رسوبگذاری بوده است که رسوبگذاری بهصورت موانع قطعه سنگی، قلوه سنگی و تودههای انباشتی میباشد. لازم به ذکر است که نسبت زیاد مواد درشت در بستر اصلی و مجاور آن، تغییر مسیر رودخانه و پرشدگی کانال در قسمت پایین دست رود، تنش برشی و قدرت زیاد رود را در سیلابهای بزرگ نشان میدهد. تحقیق حاضر نشان میدهد که میتوان با استفاده از شاخصهای دیرینه تراز PSI، شاخصهای توانش رودخانه (قدرت رود، تنش برشی بستر)، ژئومتری کانال، وجود رسوبات درشتدانه (که هم نشاندهندة قدرت رود در مواقع سیلابی هستند و هم بهعنوان عاملی فرساینده محسوب میشوند) میتوان تأثیرات سیلابهای بزرگ را در یک کانال تشریح کرد. البته استفاده از شاخصهای دیرینه تراز زمانی میسر است که مقاطعی از بازههای رودخانهای که مطالعه میشوند، بهصورت پایدار باشند و یا اینکه بعد از وقوع سیلاب این اندازهگیریها صورت گیرد. این روشها، دادههای بیشتری را برای دادههای سیستماتیک و همچنین برای حوضههای بدون ایستگاه هیدرومتری فراهم کرده است؛ همچنین باعث دقت بیشتر در پیشبینی رفتار سیلاب و در نتیجه در امر برنامهریزی و طراحی ساختارها و پهنهبندی خطر سیل در حاشیه رودخانه میشود تا مانند آنچه که در حوضه آبخیز رئیس کلا اتفاق افتاده است، بهوجود نیاید. 5 - منابع[1] Kochel, R. C.; “Geomorphic impact of large floods” ; In: Baker, V.R, R. C. Kochel, & P.C. Patton, (eds), flood geomorphology, Canada: Torento, Wiley, 1988. [2] Baker, V. R.; “Geomorphological understanding of floods” ; Geomorphology 10, 1994. [3] Gillieson, D.; Smith, D.I.; Greenway, M. and Ellaway, M.; “Flood history of the limestone range in Kimberely region, western Australia; Applied Geography 11, 1991. [4] Phillips, J. D.; “Geomorphic impact of flash flooding in a forested head water basin” ; Journal of Hydrology 269, 2002. [5] سازمان نقشهبرداری کشور نقشههای توپوگرافی 1:25000. [6] Salas, J. d., E. E. Wohl & R. D. Jarrett; Determination of flood charateristics using systematic, historical and paleoflood data; Rossi,g., et. al.,(eds), Coping with floods, 1994. [7] Rico, M, G. Bentio & A. Barnolas; “Combined paleoflood and rainfall-runoff assessment of mountain flood (Spanish Pyrenees)”; Journal of Hydrology; 245, 2001. [8] Ritter,C. F., R. C. Kochel & J.R. Miller; Process Geomorphology,Wm.C. brown publishers (Third edition),1995. [9] یوسفی، حسن؛ «زمانیابی ورود پرفشار سیبری به سواحل جنوبی خزر»، پایاننامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، 1382. [10] Zavoianu, Ion; “Morphometery of drainage basin” ; Elsevier, 1985. [11] نقشه زمینشناسی1:100000 آمل، سازمان زمینشناسی کشور، 1378. [12] Meyer, G. A.; “ Recent large-magnitude floods and their impact on valley-floor enviroments of northeastern yellowstone”; Geomorphology 40, 2001. [13] Magilligan, F. J.; “Thresholds and thespatial variability of flood power during extreme floods”; Geomorphology 5, 1992. [14] Komar, P. D.; Sediment transport by floods; Baker,V. R, R. C. Kochel & P. C. Patton , (eds), flood geomorphology, Canada: Torento, Wiley,1988. [15] ثروتی، محمدرضا و رضا اسماعیلی؛ سازوکار فرسایش در حوضه آبخیز لاویج رود؛ علوم زمین دانشگاه شهید بهشتی (4و5)، 1380.
|+| نوشته شده توسط <-وحید کیانی-> در سه شنبه 28 آذر1391 و ساعت 16:51 |
مقاله علمی- پژوهشی - لاویج
بررسی فرایندهای تشکیلدهنده موانع طولی در رودخانههای کوهستانی، مطالعه موردی،البرز شمالی،حوضه آبریز لاویجرود رضا اسماعیلی*-استادیار گروه جغرافیای،دانشگاه آزاد اسلامی واحد نور محمد مهدی حسینزاده-استادیار گروه جغرافیا،دانشگاه شهید بهشتی پژوهشهای جغرافیای طبیعی،شماره 17،بهار ۱۳۸۹ُ ُ صص 05-34
چکیده موانع طولی یکی از اشکال ژئومورفیک درونکانالی هستند که در قسمت مرکزی کانالهای رودخانهای تشکیل میشوند و به علت اینکه نقش مهمی در فرایند شریانی شدن رود دارند دارای اهمیت هستند.ازاینرو در این مقاله تشکیل موانع طولی و نقش آن در تغییر الگوی کانال مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.محدوده موئرد مطالعه حوضه آبریز لاویجرود نام دارد که در استان مازندران وجنوب شهر نور در دامنههای شمالی البرز مرکزی قرار گرفته است.روش تحقیق بدین صورت بوده است که 3 بازه از مسیر رود که دارای موانع طولی بودهاند مورد بررسی قرار گرفتند.نقشهبرداری از میسر رود با استفاده از GPS انجام گرفت و موقعیت موانع طولی در کانال رود مشخص گردید.سپس از چندین مقطع عرضی از هر بازه نقشهبرداری شد و اندازه ذرات رسوبی با استفاده از روش شمارش پیل تعیین گردید.حد دبی لبالبی با استفاده از شواهد میدانی شناسایی گردید.سپس با استفاده از روابط تنش برشی مرزی(کل)،تنش برشی بحرانی و پایداری نسبی بستر،توانایی رود مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.نتایج مقدار کم تنش برشی شکل بستر نشان میدهد که قسمت زیادی از انرژی رودخانه صرف غلبه بر مقاومت اشکال بستری میشود.نسبت کمتر از 1 پایداری نسبی بستر در بازههای مورد مطالعه نشاندهندهء پایداری کم ذرات رسوبی در بستر رود میباشد.ازاینرو موانع طولی در قسمتهای عریض کانال رود در جریانهای کمتر از لبالبی و در نتیجه تغذیه زیاد رسوب و کاهش قدرت رود انباشته شدهاند.تعداد این موانع در بعضی از بازهها نشاندهندهء تغییر تدریجی الگوی رود از حالت تقریبا مستقیم به الگوی شریانی میباشد که نتیجه آن ناپایداری بیشتر کانال میباشد. کلید واژهها: رودخانههای کوهستانی،موانع طولی رودها،پایداری نسبی بستر رود،الگوی رود،لاویجرود. مقدمه اشکال ژئومورفیک رودخانهای براساس موقعیت استقرارشان نسبت به کانال رود به چهار گروه تقسیم میشوند که عبارتند از:اشکال بستری که شامل آبشار،تنداب،چالاب-خیزاب،سکو-چالاب،کاسکاد و بستر هموار میشوند(حسینزاده و همکاران،5831)،اشکال میانی کانالی،اشکال متصل به کراننه کانال و اشکال موجود در دشت سیلابی.در این مقاله یک نوع از اشکال میانکانالی با عنوان موانع طولی1مورد بررسی قرار میگیرند. موانع،اشکال بستری نسبتا بزرگی هستند که با نهشتهگذاری رسوبات در رودخانه ایجاد میشوند(گوردن و همکاران، 4002،671)و معمولا براساس شکل و موقعیتشان در رود،طبقهبندی شده و گسترهای از موانع ساده تا مرکب را که نشاندهندهء فازهای چندگانه نهشتهگذاری و حمل رسوب در طی جریانهای مختلف هستند را شامل میشوند(بریرلی،29،6991). موانع طولی در وسط کانال تشکیل میشوند و کانال را به دو یا چند قسمت تقسیم میکنند.شکل این موانع رسوبی به صورت طویل و یا قطرهای میباشد(شکل 1 الف).اندازه ذرات رسوبی آنها از قلوهسنگها تا ذرات ریزدانهتر مانند شن و ماسه متغیر است.اندازه ذرات رسوبی در قسمت بالادست این موانع درشتتر بوده و به سمت پاییندست ریزتر میگردد.این (*)تلفن همراه 02373911190 E-mail:re-esmaili@yahoo.com رسوبات معمولا ساختار متداخل1دارند که نشاندندهء جریان آب در طی دوره سیلابی است.در قسمت بالادست مانع که بار بستر درشتدانه قرار دارند،جریان واگرا شده و توانایی کافی برای حمل رسوب نداشته و در نتیجه مواد در وسط کانال انباشته میشوند.اگر موانع طولی بوسیله پوشش گیاهی درختی تثبیت شوند جزیره2نامیده میشوند(شکل 1 ب).گاهی به علت وجود موانعی در جریان،مانند رخنمون سنگ بستر،قطعه سنگها،واریزههای چوبی بزرگ و پوشش گیاهی،موانع طولی میانکانالی ایجاد میشوند که به آنها موانع میانکانالی اجباری3گفته میشود(شکل 1 ج و د). در طی جریانهای سیلابی ممکن است موانع طولی بریده شوند و کانالهای میانبر4شکل گیرد.این اشکال که موانع میانی کانال مرکب5نامیده میشوند،شامل مجموعهای از واحدهای ژئومورفیک کوچکمقیاس مانند کانالهای میانبر،رشتههای رسوبی6و حفرههای فرسایشی میشود(شکل 1 و).مورفولوژی این اشکال به انرژی جریان و تاریخ حوادث سیلابی که باعث تشکیل مانع و جابجایی بعدی آن میشوند بستگی دارد(بریرلی و فریرس،811،5002). شکل 1.تعدادی از اشکال ژئومورفیک میانکانالی(بریرلی و فریرس،5002) هدف از این مقاله شناسایی فرایندهای موثر(دبی،تنش برشی،کل،تنش برشی بحرانی و پایداری نسبی بستر)در ایجاد موانع طولی در رودخانهها و نقش این موانع در تغییر الگوی رود میباشد. منطقه مورد مطالعه محدوده مورد مطالعه حوضه آبریز لاویجرود نام دارد که در استان مازندران و جنوب شهر نور در دامنههای شمالی البرز مرکزی قرار گرفته است(شکل 2).این حوضه بین عرضهای جغرافیایی؟61؟63 تا؟03؟72؟63 شمالی و طولهای جغرافیایی؟85؟15 تا؟5؟25 شرقی واقع شده است.مساحت تقریبی حوضه آبریز لاویجرود تا خروجی از کوهستان حدود 611 کیلومتر مربع میباشد.بارش متوسط حوضه به روش میانگین 716 میلیمتر محاسبه گردید که این مقدار به سمت (ثروتی و اسماعیلی،0831،651)خروجی رود از حوضه به حدود 008 میلیمتر و به سمت بالادست حوضه تا 003 میلیمتر کاهش مییابد.طول رودخانه اصلی از مرتفعترین نقطه(0043 متر)تا خروجی رود از کوهستان حدود(ارتفاع 002 متر)52 کیلومتر میباشد.میانگین دبی این رود در طی دوره آماری 0831-7331،در ایستگاه آبسنجی تنگه لاویج 1/1 متر مکعب در ثانیه بوده است.بزرگترین سیلابی که در این دوره آماری ثبت شده 571 متر مکعب در ثانیه بوده که در تابستان سال 6731 اتفاق افتقاده است.در این تحقیق چندبازه1از کانال رود مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند (شکل 2)که مشخصات آنها در ادامه عنوان میگردد. بازه 1:در این بازه بین 05 تا 09 درصد موارد کانال رود در حاشیه دره قرار دارد.شیب کانال حدود 8 درصد میباشد. کانال رود از یک طرف در مجاورت حاشیه دره و از طرف دیگر دارای دشت سیلابی میباشد.موانع طولی این کانال حد اکثر تا 02 متر طول و 3 متر عرض دارند و رسوبات غالب آنها از ریگ و قلوهسنگ میباشد. بازه 2:این بازه رودخانهای کاملا آبرفتی بوده و دره تقریبا تا عمق 51 متری از رسوبات آبرفتی پر شده است.این بازه از قسمت جنوبی با یک تندآب به گسل بزرگ شمالی البرز محدود شده و نسبت به آن نشست کرده است.ازاینرو با رسوبات آبرفتی پر شده است.رودخانه نیز به صورت عمودی دشت سیلابی خود را در سطح اساس محلی پایین برده است و عموما دارای کرانههای بلند میباشد.شیب بستر کانال در این استیل رود بین 4 تا 6 درصد است.تعداد زیادی از موانع طولی در این بازه مشاهده میشود.طول این موانع بین 5 تا 02 متر و عرض آنها بین 1 تا 5 متغیر است.دبی لبالبی در این بازه 4 متر مکعب در ثانیه است. بازه 3:این بازه رودخانهای بین 01 تا 05 درصد موارد رود در حاشیه کنار دره قرار گرفته است.رود کمتر از 3 درصد میباشد،دبی لبالبی کانال 31/5 متر مکعب در ثانیه تخمین زده شده است. مواد و روشها -انتخاب بازهها و مطالعات میدانی:با پیمایش در امتداد رودخانه مورد مطالعه،بازههای رودخانهای(مجموعهای تقریبا یکنواخت از واحدهای ژئومورفیک یا استیل رود)مورد شناسایی قرار گرفتند و بازههایی که دارای موانع طولی بودهاند به عنوان بازه مورد مطالعه انتخاب شدند.با استفاده از دستگاه GPS از مسیر رود نقشهبرداری شد و موقعیت موانع طولی موجود در کانال رود مشخص گردید.همچنین در چندین محل از کانال رود مقطع عرضی تهیه گردید.برای اندازهگیری ذرات رسوبی در کانال و موانع طولی با استفاده از روش شمارش پیل2ولمن(کندلف و همکاران،3002،653)نمونه- گیری به عمل آمد. شکل 2:موقعیت حوضه آبریز لاویجرود و پلان بازههای مورد مطالعه(خطوط افقی که پلان بازهها را قطع میکنند،محل برداشت مقاطع عرضی را نشان میدهند) -تعیین دبی لبالبی1:دبی لبالبی حد اکثر دبی است که در کانال رود جریان پیدا میکند بدون این که بر روی کرانه کانال جاری میشود و معمولا به عنوان جریانی که بهطور متوسط هر 2/3-1 سال رخ میدهد پذیرفته شده است(سیمون (1)- Bankful discharge و کاسترو،113،3002).در اینجا به جای استفاده از دوره برگشت جریان رود برای تعیین دبی لبالبی از شواهد میدانی استفاده شده است.مقطع دبی در جاهایی که دارای دشت سیلابی فعال بودهاند به راحتی شناسایی شدند،اما در بازههایی که دارای موانع طولی بوده و یا کانالهایی که بستر رود بهطور عمیق فروسایی شده،شناسایی حد دبی لبالبی مشکل بوده و از وجود پوشش گیاهی درختی در پایینترین حد در امتداد کانال رود استفاده شده است(اسماعیلی،5831).پس از مشخص شدن سطح مقطع دبی لبالبی و نقشهبرداری از آن با استفاده از رابطه مانینگ مقدار دبی لبالبی محاسبه گردید. (1) Q?-A.R2/3.S1/2.n-1 که :Q? دبی به متر مکعب در ثانیه ṣ(m3/s) A مساحت مقطع عرضی به متر مربع ṣ(m2) R شعاع هیدرولیک(نسبت مساحت مقطع عرضی به محیط خیس شده)به متر، S شیب بستر کانال برحسب متر بر متر (m/m) و n ضریب زبری ماننینگ میباشد. بعد از جمعآوری دادهها از مشاهدات میدانی با استفاده از فاکتورهای مختلفی مانند تنش برشی مرزی(کل)1،تنش برشی بحرانی2و پایداری نسبی بستر برای شروع حرکت ذرات رسوبی،بستر رود مورد ارزیابی قرار گرفت. تنش برشی مرزی(کل):اگرچه تاکنون مباحث زیادی در مورد تنش برشی صورت گرفته،اما همچنان به عنوان رایجترین معیار پذیرفته شده برای آنالیز شروع حرکت ذرات رسوبی باقی مانده است(باتالا و مارتین،1002،422).به شروع حرکت ذرات رسوبی بوسیله جریان آب در بستر رود تنش برشی مرزی ??? گفته میشود و با استفاده از رابطه زیر محاسبه میشود: (2) ???-p?wgRS که ūūū ṣ(N/m2) p?w چگالی آب ṣ(1000 kg/m3) g شتاب ثقل 9/18 متر بر مجذور ثانیه .(m/s-2) تنش برشی بحرانی:تنش برشی مورد نیاز برای حرکت یک ذره با قطر معین را میتوان با استفاده از رابطه زیر بدست آورد که تنش برشی بحرانی نام دارد. (3)(به تصویر صفحه مراجعه شود) که ??? تنش برشی بحرانی ṣ(N/m2) p?s چگالی ذره رسوبی kg/m3) 0562)، d اندازه قطر ذرات به متر و ??? یک مقدار ثابت بیبعد است که تابع شکل ذره،ویژگیهای سیال و آرایش ذرات سطحی است و تنش برشی بحرانی بیبعد نامیده میشود(گوردن و همکاران،571،4002).مطالعات تجربی،مقادیر متفاوتی را برای این مقدار ثابت در نظر میگیرند که این مقدار معمولا بین 0/40 تا 0/60 متغیر است(گوردن و همکاران،571،4002).در اینجا به علت این که ذرات ریز در قسمت سطحی موانع و کانال کم بودهاند مقدار 0/40 در نظر گرفته شد. پایداری نسبی بستر :(RBS)3 جووت(9891)پایداری نسبی بستر را به صورت نسبت سرعت بحرانی مورد نیاز برای حرکت ذره (Vc) به سرعت واقعی یا تخمینی جریان آب در نزدیک بستر رود (Vb) تعریف نمود(گوردن و همکاران،4002،671). (4) RBS-Vc/Vb که Vc یا سرعت بحرانی به صورت زیر تعریف میشود: (5)(به تصویر صفحه مراجعه شود) و Vb به صورت زیر قابل محاسبه است: (6) vb-0.7V که d میانگین قطر ذرات به میلیمتر و v میانگین سرعت رود برحسب متر بر ثانیه (m/s) میباشد. یافتههای تحقیق تنش برشی که در واقع مجموع دو مولفه میباشد:1)تنش برشی در نتیجه مقاومت ذرات(تشن برشی ذره).تنها این عامل است که برای شروع حرکت و حمل بار بستر مورد توجه قرار میگیرد.2)تنش برشی در نتیجه مقاومت شکل بستر رود(پتیت و همکاران،5002،39).حرکت اولیه ذرات رسوبی در بستر رود به صورت بخشی میباشد و در قسمتهایی از بستر رود اتفاق میافتد که تنش برشی مرزی ??? از تنش برشی بحرانی ??? برای حمل ذره بیتشر باشد(کنراد و همکاران،2002،9). با توجه به جدول 1 در بازههای مورد مطالعه تنش برشی کل(مرزی)هنگام جریانهای لبالبی در تمامی مقاطع از تنش بحرانی بیشتر میباشد.ازاینرو،رود در جریان لبالبی توانایی حمل رسوبات موجود را از موانع طولی و بستر کانال دارد. مقدار مقاومت اشکال بستری میتواند برحسب تنش برشی شکل بستر ??? بیان شود.این مقدار با نسبت بین تنش برشی ذره به تنش برشی کل تعیین میشود(پتیت و همکاران،5002،39).هرچه این مقدار کمتر باشد نشاندهندهء مقاومت اشکال بستری در حمل رسوب است.مقادیر نسبتا کم ??? در مقاطع مختلف نشاندهندهء افت زیادی انرژی در نتیجه مقاومت اشکال بستری میباشد.این اشکال بستری در بازههای 1 و 2 بیشتر شامل سکو-چالاب1و در بازه 3 عموما شامل چالاب-خیزآب2میباشند. پایداری نسبی بستر :(RBS) اگر به عدد بدست آمده از رابطه 4 از یک بزرگتر باشد نشاندهندهء پایداری بستر و هرچه این مقدار بیشتر باشد نشان میدهد که ذرات رسوبی موجود در کف بستر در حالت پایدار باقی خواهند ماند.برای بازههای مورد مطالعه این نسبت از عدد یک کمتر است(جدول 1).ازاینرو این رابطه نشان میدهد که رسوبات موجود در کف بستر در جریانهای لبالبی و کمتر قابل جابجایی هستند و بستر از نظر حرکت رسوب حالت ناپایدار دارد. شکی نیست که وجود موانع طولی در کانال رود میتواند منجر به تغییر الگوی رود از حالت مستقیم و مئاندری به صورت شریانی شود.پلانفرم کانال براساس 3 معیار تعداد کانالها،سینوزیته و پایداری جانبی کانال قابل تفکیک است (بریرلی و فریرس،5002).بر این اساس بخشهایی از بازه 2 به علت وجود موانع کانالی مرکب به چند قسمت تقسیم شده است.با توجه به تعداد این کانالها(تا 3 کانال)الگوی رود در حالت انتقال از الگوی مستقیم و یا پیچ و خم- دار به صورت شریانی3میباشد(این الگوی رود یک حالت انتقالی از کانالهای مستقیم یا مئاندری به الگوی شریانی است که در آن تعداد کانالهای بریده بریده و فراوانی رسوباب بار بستر از الگوی شریانی (Braided) کمتر میباشد (جودی 3002))که در صورت گسترش،الگوی رود میتواند به صورت شریانی درآید. از نظر سینوزیته همه این بازهها ضریبی بین 1/50 تا 1/3 دارند که طبق تقسیمبندی بریس(3891)دارای سینوزیته کم هستند(بریرلی و فریس،5002). معیار دیگر پلاتفرم رود پایداری جانبی کانال است،پایداری جانبی کانال رود در بازههای 2 و 3 به صورت تغییر خط القعر و تغییر مسیر کانال رود4در کف دره بوده و به صورت کانالهای جدید یا ثانویه قابل مشاهده میباشد.ترکیب این سه معیار مورفولوژی رودخانههای آبرفتی را نشان میدهد(بریرلی و فریس،811،5002). جدول 1.محاسبه تنش برشی(مرزی،بحرانی و شکل بستر)و پایداری نسبی بستر (به تصویر صفحه مراجعه شود) (*) Y به معنی وجود موانع طولی و N نشاندهنده عدم وجود موانع طولی در کانال رود است. نتیجهگیری موانع طولی که در وسط رودخانه تشکیل میشوند به عنوان یک واحد ژئومورفیک رودخانهای،فرایندهای موثر بر شکل و الگوی کانال رود را نشان میدهند.در بازههای مورد مطالعه،تمامی این موانع طولی در قسمتهای عریض کانالهای نسبتا مستقیم یا با سینوزیته کم تشکیل شدهاند.بررسی موانع طولی،محاسبه تنش برشی(مرزی و بحرانی)و پایداری نسبی بستر (RBS) جریانهای لبالبی در بازههای مختلف لاویجرود نشان میدهد که این موانع در جریانهای سیلابی کمتر از لبالبی تشکیل شده و به علت وجود اشکال بستری در بازههای مختلف افت انرژی زیادی دارند که توانایی رود را برای حمل ذرات کاهش میدهد. نسبت بار رسوبی زیاد و ناپایداری ذرات رسوبی بستر و رند این تغییرات در بازه 2 میتواند باعث تغییر الگوی رود شود که این تغییر الگو با جابجایی خط القعر و جدا شدن مسیر آبراهه و در نتیجه ناپایداری کانال رود همراه میباشد. منابع
Simon,A.and Castro,J.2003.Measurement and Analysis of Alluvial Cehannel Form.In:Kondolf, G.M.Piegay,H.(eds),Tools in Fluvial Geomophology..Johb Wiley Sons Ltd,England,pp 291- 322. Zielinski.,2003,Catastrophic Flood Effects in Alpine/Foothill Fluvial System(a Case Study from the Sudest Mts,SW Poland),Geomorphology 54:293-306. همه منابع در اینجا ذکر نشده است. |+| نوشته شده توسط <-وحید کیانی-> در سه شنبه 28 آذر1391 و ساعت 16:37 |
مقاله علمی پژوهشی - در مورد لاویج
پهنهبندی خطر زمینلغزش در حوضه آبریز لاویجرود(البرز شمالی) دکتر محمد حسین رضایی مقدم* رضا اسماعیلی** دکتر محمد مهدی حسینزاده*** چکیده: خطر زمینلغزش هر ساله باعث ایجاد خسارتهای زیادی در دامنههای البرز شمالی میشود لازم است برای کاهش خسارات وارده نقشه پهنهبندی خطر زمین لغزش تهیه گردد.منطقه مورد مطالعه در این پژوهش حوضه آبریز لاویجرود است که در دامنههای شمالی البرز و در جنوب شهر نور(استادان مازندران)واقع شده است. روش کار برای پهنهبندی لغزش در این حوضه بدین صورت بوده است،ابتدا عوامل موثر در ایجاد زمینلغزش مورد بررسی قرار گرفت،سپس عوامل مهم ایجاد لغزش شامل لیتولوژی،شیب،کاربری اراضی،بارش،فاصله از خط گسل،جاده و شبکه هیدروگرافی،جهت دامنه و طبقات ارتفاعی به عنوان عوامل اولیه در وقوع زمینلغزش شناسایی شدند.بعد نقشه پراکنش زمینلغزشها تهیه شد و سپس لایههای اطلاعاتی مربوط به هر یک زا عوامل موثر در وقوع زمینلغزش با استفاده از ArcInfoṣArcView)GIS و (ArcGIS ساخته شد.عوامل کمی و وزندهی شدند، سپس با استفاده زا منحنی تجمعی عوامل زمنی لغزش طبقهبندی و براساس فراوانی زمینلغزشها امتیازدهی شدند.سرانجام مطابق با وزنهای به دست آمده برای هر عامل و امتیازهای کسب شده،مدل پهنهبندی لغزش با استفاده از روش همپوشانی صورت گرفت.منطقه مورد مطالعه به 5 طبقه حساسیت زمینلغزش یعنی بسیار کم،متوسط،زیاد و بسیار زیاد تقسیمبندی شد که مناطق با حساسیت بسیار زیاد و زیاد 21/7 درصد کل محدوده را شامل میشوند.نتایج نشان میدهد که شاخص همپوشانی به عنوان یک روش نیمه کمی که تمام متغیرهای موثر در وقوع زمین لغزش را مورد استفاده قرار میدهد،میتواند روش مناسبی در تهیه نقشه خطر زمین لغزش در مقیاس متوسط باشد و در GIS مورد استفاده قرار گیرد. زمینلغزش،پهنهبندی خطر زمینلغزش،حوضه آبریز لاویجرود،شاخص همپوشانی .GIS (*)دانشیار گروه جغرافیای طبیعی دانشگاه تبریز. (**)دانشجوی دکترای جغرافیای طبیعی دانشگاه تبریز. (***)استادیار گروه جغرافیای موسسه آموزش عالی غیر انتفاعی طبرستان. این مقاله برگرفته از مجله علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه تبریز » شماره 20 (صفحه 156)ُ می باشد.
1-مقدمه زمینلغزشها در مناطق کوهستانی و اغلب در طی بارش سنگین و یا بعد از آن رخ میدهند و در نتیجه باعث ایجاد خسارتهایی برای انسان و محیط زیست او میشوند.در مناطق شمالی کشور نیز تقریبا هر ساله خطر زمینلغزش خسارت بهبار میآورد.از این رو برای کاهش خسارات وارده و برنامهریزی در امور زیربنایی و ساختاری مناطق شهری و روستایی و کاهش خطرات ناشی از آن، شناسایی علل وقوع زمینلغزش و پراکندگی آن و تهیه نقشه حساسیت خطر زمینلغزش در هر منطقه لازم و ضروری به نظر میرسد. اعتبار نقشههای حساسیت زمینلغزش عمدتا به مقادیر و کیفیت دادههای موجود،مقیاس کار و انتخاب روش تحقیق مناسب برای تجزیه و تحلیل و مدلسازی بستگی دارد(آیالو و یاماگیشی 5002).از دهه 0791 تاکنون در پیش از صدها مقاله روشهای مختلفی برای ارزیابی احتمال وقوع زمینلغزشها ارائه شده که معرفی کار همه آنها در این مقاله مقدور نمیباشد.به طور کلی دو نگرش کمی و کیفی برای تهیه این نقشهها وجود دارد.در روشهای کیفی با شناسایی زمینلغزشها،محلهای دارای ویژگیهای زمینشناسی و ژئومورفولوژیکی مشابه که به گسیختگی حساس هستند،مشخص میشوند.بعضی از نگرشهای کیفی،با رتبهبندی و وزندهی شاخصها یک روش نیمه کمی را به کار میبرند مانند روش تحلیل سلسله مراتب1 (AHP) (مالسزویسکی 9991،کماک 5002، محمدخانی 0831،احمدی و همکاران 2831،فیضنیا و همکاران 3831)و ترکیب خطی وزندار2 (WLC) (آیالو و یاماگیشی،4002)روشهای کیفی پهنهبندی خطر ،به صورت موضوعی و توصیفی بوده و نتایج آنها با توجه به نگرشهای کارشناسی متفاوت است.از این رو روشهای کیفی یا نیمه کمی اغلب برای مطالعات منطقهای مفید هستند(وان و ستن و همکاران 6991،گوزتی و همکاران 9991). در نگرشهای کمی روابط بین عوامل کنترلکننده زمینلغزشها به صورت عددی بیان میشوند.روشهای کمی به دو دسته تقسیم میشوند:روشهای آماری و روشهای ژئوتکنیکی،در نگرشهای آماری نقشه حساسیت زمینلغزش با استفاده از روشهای آماری چند متغیره یا دو متغیره،بین عوامل کنترلکننده زمینلغزش و پراکنش آنها ارتباط برقرار میشود که مهمترین آنها عبارتند از: روش آنالیز تشخیصی1،رگرسیون خطی،رگرسیون لجستیک2و شبکههای عصبی3 (گوزتی و همکاران 9991).مدلهای مبتنی بر فرایندهای ژئوتکنیکی نیز با توجه به اصول مهندس ناپایداری شیب و براساس جریانها زیر سطحی و کمعمق، فشار منفذی و ضریب اطمینان بیان میشود.همه این روشهای ارزیابی وقوع زمینلغزش موراد مشترکی دارند که عبارتند از(سلرسی و همکاران 2002): 1-نقشهبرداری زمینلغزشها 2-تهیه نقشه از مجموعه عوامل محیطی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم با ناپایداری دامنه در ارتباطند. 3-بررسی ارتباط بین این عوامل محیطی و ناپایداری دامنه. 4-طبقهبندی سطح زمین در برابر حساسیت به زمینلغزش براساس روابط مکشوفه. بنابراین مدلهای ارزیابی وقوع زمینلغزشها با توجه به شرایطی که باعث ایجاد ناپایداری در گذشته و حال شده است،ناپایداری دامنهای را که احتمالا در آینده اتفاق خواهد افتاد را پیشبینی مینمایند. محدوده مورد مطالعه حوضه آبریز لاویجرود نام دارد که در استان مازندران و جنوب شهر نور در دامنههای شمالی البرز مرکزی قرار گرفته است(شکل 1). این حوضه بین عرضهای جغرافیایی (به تصویر صفحه مراجعه شود)شمالی و طولهای جغرافیایی(به تصویر صفحه مراجعه شود)شرقی واقع شده است.مساحت تقریبی حوضه آبریز لاویجرود تا خروجی از کوهستان حدود 611 کیلومتر مربع میباشد. 1-عوامل موثر در ایجاد زمینلغزش در محدوده مورد مطالعه الف)لیتولوژی(سنگشناسی):سازندهای زمینشناسی به علت تنوع ویژگیهایی مانند مقاومت و نفوذپذیری سنگها و خاکها تاثیر مهمی در وقوع یا عدم وقوع زمین لغزشها دارند.در منطقه مورد مطالعه جدول 1:ویژگیهای سنگشناسی حوضه آبریز لاویجرود
شکل 1-موقعیت حوضه لاویجرود و پراکنش زمینلغزشها ب)بارش:بارش معمولا به عنوان یک محرک نهایی در وقوع زمینلغزشها نقش دارد،اما مقدار بارش سالانه به عنوان عاملی که در میزان رطوبت خاک تاثیرگذار است میتواند به عنوان یک عامل موثر در وقوع میزان لغزش مورد توجه قرار گیرد..متوسط بارندگی سالیانه حوضه با استفاده از روش منحنی همبارش 716 میلیمتر محاسبه شده که در ارتفاعات بالاتر از 0003 متر به کمتر از 0003 متر به کمتر از 003 میلیمتر و در ارتفاعات پایینتر از 005 متر به بیش از 008 میلیمتر در سال میرسد.بدین ترتیب با افزایش ارتفاع مقدار بارش کاهش مییابد.فصل پایین با بیش از 63 درصد کل بارش سالانه و فصل بهار با کمتر از 81 درصد کل بارش سالانه به ترتیب بیشترین و کمترین پراکنش فصلی بارش را دارا هستند.از ماه مهر تا اردیبهشت خاکهای حوضه دارای ذخیره آب کافی و مازاد آب هستند و از ماه اردیبهشت تا شهریور خاک تقریبا خشک است و یا کمبود آب ماهانه روبروست(ثروتی،اسماعیلی 3831).بیشتر زمینلغزشها در مناطقی اتفاق افتادهاند که مقدار بارش سالانه بیشتر بوده است. ج)زاویه و جهت شیب:توپوگرافی سطحی با کنترل جهت جریان و تمرکز رطوبت خاک،عامل مهمی در تراکم و گسترش فضایی زمینلغزشهای میباشد. در1 (DEM) با سلولهای 52x52 متر تهیه گردید.گرادیان شیب یکی از مهمترین عوامل وقوع زمینلغزش است که در مقیاس محلی بر تمرکز رطوبت و سطح فشار منفذی اثر میگذارد و در مقیاس بزرگتر ویژگیهای هیدرولیک منطقهای را کنترل میکند و بهعنوان یک عامل مهم برای تهیه نقشه حساسیت زمینلغزش با استفاده از GIS مورد توجه قرار میگیرد(گوزتی و همکاران 9991، دای و لی 2002،آیالو و مایاگیشی 5002).در اینجا طبقه شیب بر حسب درصد به سه دسته تقسیم شدند که بیشترین تراکم زمینلغزش در طبقه 54-03 درصد مشاهده شدهاند. جهت شیب هم معمولا به علت نقشی که در هوازدگی و رطوبت موجود در دامنهها دارد در وقوع زمینلغزشها نقش دارد.اما در منطقه مورد مطالعه به علت فعالیتهای انسانی،تراکم زمینلغزش با جهات مختلف دامنه رابطه مشخصی ندارد. د)نزدیکی به جاده:جادهها عامل انسانی ناپایداری دامنهها هستند.در حوضه مورد مطالعه جهت بیشتر جادهها شمالی-جنوبی است.لذا با توجه به روند اصلی ناهمواریهای حوضه که غربی-شرقی است در اکثر موارد جادهها دامنهها را بریدهاند و باعث وقوع بیشتر زمینلغزش در دامنههای غربی و شرقی شدهاند. هـ)شبکههای هیدروگرافی:شبکههای هیدروگرافی با زیربری دامنهها یکی از مهمترین عوامل موثر در وقوع زمینلغزش در حوضه میباشند.در این مطالعه فواصل مشخصی از شبکه هیدروگرافی(رودهای با رتبه 2 و بالاتر در مدل استرالر)در نظر گرفته شد.بیشتر زمینلغزشهای حوضه تا فاصله 002 متری از شبکه رودها به وقوع پیوستهاند. و)نوکاربری اراضی:پوشش گیاهی و خصوصا درختان با ریشههای قوی و بزرگ به پایداری دامنهها کمک میکنند.گیاهان هم اثرات هیدرولوژیکی و هم اثرات مکانیکی در پایداری دامنهها دارند.حدود 07 درصد از محدوده مورد مطالعه از جنگل انبوده تشکیل شده است.در اینجا 6 کلاس برای انواع کاربریهای زمین در نظر گرفته شد.به علت سابقه طولانی سکونت در منطقه،قسمتی از جنگلها تخریب شده و زمینهای کشاورزی گسترش یافته است که در حال حاضر هم عمده آنها زیر کشت نیستند و حداکثر تعداد زمینلغزشها هم در این محدوده این نوع کاربری رخ داده است. 3-مواد و روشها روش به کار رفته برای پهنه بندی زمینلغزش حوضه آبریز لاویجرود،شاخص همپوشانی1میباشد که یک روش نیمه کمی در تهیه نقشه حساسیت زمینلغزش (1). Index Overlay میباشد.تهیه نقشه خطر احتمال زمینلغزش با استفاده از نرمافزارهای GIS مانند ArcGIS Arc InfoṣArcView و مراحل کار به صورت زیر بوده است: -در ابتدار 9 عامل موثر در وقوع زمینلغزشهای حوضه شناسایی شد که عبارتند از:سنگشناسی،کاربری اراضی،زیربری دامنهها بهوسیله رودها، بارش،ارتفاع،زاویه و جهت شیب دامنه،گسل و جادهها. -نقشههای زمینشناسی با مقیاس 000001:1 و توپوگرافی 00052:1 منطقه رقومی شدند و سپس با تفسیر عکس هوایی 00002:1 سال 3731،مناطقی را که دارای لغزش بودهاند،علامتگذاری نموده و با مشاهدات و بازدیدهای زمینی موقعیت آنها بر روی نقشه مشخص شده و نقشه پراکنش زمین لغزشها تهیه گردید(شکل 1). -با انطباق نقشه پراکنش زمینلغزشها و عوامل ایجادکننده آنها،7 عامل موثر در تهیه مدل مورد استفاده قرار گرفتند که این عوامل عبارتند از: سنگشناسی(لیتولوژی)،کاربری اراضی،فاصله از شبکه هیدروگرافی،فاصله از جاده،شیب دامنهها،طبقات ارتفاعی و بارش. عامل جهت دامنه به علت تراکم بیشتر زمینلغزش در دامنههای آفتابگیر از مدل حذف شد و از عامل گسل هم به علت افزایش تراکم زمینلغزشها در فاصله از گسل چشمپوشی شد و در نتیجه مدل نهایی با 7 عامل موثر ساخته شد. -عوامل موثر در ایجاد زمینلغزشها در کلاسهای مختلفی طبقهبندی شدند. طبقهبندی عواملی مانند لیتولوژی و کاربری اراضی بر حسب محتویات آنها صورت گرفته و برای عواملی مانند طبقات ارتفاعی،بارش و غیره از نمودار فراوانی پیکسلها در مقابل ارزش هر پیکسل استفاده شده است(فیضنیا و همکاران 3831). -در این مرحله مساحت هر کلاس از عوامل و مساحت زمینلغزشهای موجود در هر کلاس محاسبه شدند و تراکم زمینلغزشها در هر واحد با استفاده از رابطه زیر به دست آمد. مساحت کل هر کلاس(طبقه)/سطح لغزش یافته در هر کلاس(طبقه) تراکم زمینلغزش برای پدیدههای خطی مانند فاصله از شبکه هیدروگرافی و جاده با استفاده از نرمافزار ArcView فواصل مشخصی از این پدیدههای خطی در نظر گرفته شد و سپس مساحت هر طبقه و لغزشهای موجود در آن محاسبه گردید.نرخ هر کلاس از عوامل مختلف بین 01-0 در نظر گرفته شد که عدد 01 برای بیشترین تراکم زمین لغزش در واحد سطح بوده و بقیه نرخهای هر کلاس از عوامل هم به صورت نسبتی از 01 میباشد(فیضنیا و همکاران 3831). بعد از اینکه نرخهای هر کلاس مشخص شد،به هر یک از عوامل با توجه به نظرات کارشناسی وزنی اعمال میگردد که این وزن در حوضه لاویجرود به صورت زیر تعیین شد. سنگشناسی 01،کالری اراضی 8،فاصله از شبکه هیدروگرافی 7،فاصله از جاده 6،شیب دامنه 5،بارش 4 و طبقات ارتفاعی 4.پس از تهیه لایههای اطلاعاتی با استفاده از رابطه زیر همپوشانی لایههای صورت گرفت و نقشه پهنهبندی خطر تهیه شد. 4-نتایج همانطور که در بخش مواد و روشها ذکر گردید،ابتدا عوامل موثر در ایجاد زمینلغزش به صورت لایههای مختلف اطلاعایت در GIS تهیه شدند(شکل 2). سپس نقشه زمینلغزشهای منطقه با هر یک از این عوامل انطباق داده شده و تراکم زمینلغزشها در واحد سطح محاسبه گردید(اشکال 01-3)و نرخ کلاسهای هر یک از عوامل معین شد(جدول 2).سپس با اعمال وزن در هر یک از عوامل نقشه پهنهبندی خطر در 5 کلاس خطر بسیار زیاد،زیاد متوسط،کم و بسیار کم طبقهبندی شد(شکل 11)که مساحت محدودهها خطر در جدول 3 آمده است. 5-بحث و نتیجهگیری در تجزیه و تحلیل عوامل ایجادکننده زمینلغزش که در تهیه مدل از آنها استفاده شد دو عامل گسل و جهت دامنه حذف شدند.اگر چه گسل به عنوان یکی از عوامل مهم در بسیاری از پهنهبندیهای زمینلغزش مورد توجه قرار گرفته،محققان با روشهای مختلفی از تاثیر این عامل در ایجاد زمینلغزش استفاده نمودهاند،برای نمونه فاطمی و همکاران(2831)،فیضنیا و همکاران(3831)فاصله از خطر گسل و حانری و سمیعی(6731)از شاخص درازای گسل در مدل استفاده کردند.در حوضه لاویجرود هم به علت روند معکوس تراکم زمینلغزش در فاصله از گسل و کوچک بودن حوضه در مورد استفاده از طول گسل از این شاخص در تهیه مدل استفاده نشده است. در نقشه پهنهبندی زمینلغزش،قسمتهایی از حوضه در محدوده خطر زیاد و متوسط قرار دارند اما تاکنون زمینلغزش در آنها مشاهده نشده است،این مناطق بالقوه خطرناک هستند و با فعالیتهای انسانی مانند بهرهبرداری غیر اصولی و بیرویه جنگلها،بهرهبرداری از معادن زغالسنگ به سرعت میتوانند ساختارهای انسانی را مورد تهدید قرار دهند.این لغزشها در مناطق غیر مسکونی هم به صورت غیر مستقیم مشکلاتی را برای انسانها فراهم میآورند که میتوان به ورود حجم زیادی از رسوبات در رودخانهها،وقوع پدیده سیل به علت مسدود کردن رود و شکسته شدن آن اشاره کرد که نمونههایی از آن در حوضه لاویجرود هم مشاهده شده است(رضایی مقدم و اسماعیلی 4831).همه این موارد ضرورت توجه به تهیه نقشههای خطر را در مقیاس منطقهای و با توجه به عوامل موثر در وقوع زمینلغزش در آن منطقه را برای برنامهریزی نشان میدهد. شکل 2:لایههای اطلاعاتی ساخته شده در GIS (الف-و منابع 1-احمدی-حسن،اباذر اسمعلی،سادات فیضنیا و محسن شریعت جعفری،(2831)، «پهنهبندی خطر حرکتهای تودهای با استفاده از دو روش رگرسیون چند متغیره و تحلیل سلسله مراتبی»،مجله منابع طبیعی ایران،جلد 65 شماره 4. 2-ثروتی،محمد رضا و رضا اسماعیلی(0831)،«ساز و کار فرسایش در حوضه آبخیز لاویجرود»،علوم زمین،دانشگاه شهید بهشتی شماره 4 و 5. 3-حائری،سید محسن و امیر حسین سمیعی(6731)،«روش جدید پهنهبندی مناطق شیبدار در برابر لغزش زمین با تکیه بر بررسیهای پهنهبندی استان مازندران»،مجله علوم زمین،سال ششم.شماره 32-42 بهار و تابستان. 4-رجایی،عبد الحمید(3731)،«کاربرد ژئومورفولوژی در مدیریت محیط و آمایش سرزمین»،انتشارغات قومس. 5-رضایی مقدم،محمد حسین و رضا اسماعیلی(4831)،«بررسی اثرات ژئوموفیکی سیلاب حوضه رئیس کلا»،فصلنامه مدرس(علوم انسانی)،دانشگاه تربیت مدرس،زیر چاپ. 6-رسولی،علی اکبر(1831)،«مدلسازی در جغرافیای طبیعی»،فصلنامه تحقیقات جغرافیایی،شماره 46-36. 7-روستایی،شهرام(3831)،«بررسی علل وقوع زمینلغزش در روستای نصیرآباد ورزقان(استان آذربایجان شرقی با استفاده از روشهای کمی»،فصلنامه مدرس(علوم انسانی)،دانشگاه تربیت مدرس،دوره 8 شماره 1. 8-سازمان زمینشناسی کشور،نقشههای زمینشناسی 000001:1 آمل و بلده، 9731. 9-سازمان نقشهبرداری کشور،عکسهای هوایی 00002:1 منطقه،سال 3731، (پروژه 0091- D ). 01-سازمان نقشهبرداری کشور،نقشههای توپوگرافی 00052:1 پایینواز،جوربند، پیمود و میرخمن،3731. 11-فاطمی عقدا،سید محمود،جعفر غیومیان و عقیل اشقلی فراهانی،(2831)، «ارزیابی کارایی روشهای آماری در تعیین پتانسیل خطر زمینلغزش»،مجله علوم زمین،سال یازدهم شماره 74-84 بهار و تابستان. 21-فیضنیا،سادات و عطا اللّه کلارستاقی،حسن احمدی و مهرداد صفایی (3831)،«بررسی عوامل موثر در وقوع زمینلغزشها و پهنهبندی خطر زمین»، مجله منابع طبیعی ایران،جلد 75 شماره 1.
|+| نوشته شده توسط <-وحید کیانی-> در سه شنبه 9 خرداد1391 و ساعت 10:26 |
عکس- جنگل های لاویج
![]() |+| نوشته شده توسط <-وحید کیانی-> در سه شنبه 9 خرداد1391 و ساعت 10:25 |
|
درباره وبلاگ
![]() این وبلاگ با هدف شناساندن یکی از نقاط تفریحی و توریستی ایران زمین، در استان سرسبز
طبرستان به نام لاویج در شهرستان نور می باشد منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
دی 1391آذر 1391 خرداد 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 تیر 1390 بهمن 1389 اردیبهشت 1389 دی 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 آرشيو
...... آرشیو موضوعی...... اینجا را حتماً کلیک کنید
لاویج در اشعار شاعران مازندرانیگالری عکس های منطقه لاویج مقاله های تاریخی و جغرافیایی اخبار و اطلاعات توریستی منطقه پخش تبلیغات و آگهی های بازرگانی مرتبط با لاویج پيوندهای روزانه
مازند نومهنحوه تبلیغات اینترنتی سایت جستجوگر پارسیک سایت یاهو معرفی جاذبه های کجور موتور جستجوگر اینترنتی سایت ابزار وبلاگهای فارسی سایت تبدیل عکس های اینترنتی سایت شهرستان نور سایت بلاگفا آرشيو پیوندها پيوندها
قالب های حرفه ای وبلاگابزار وب فارسی فروشگاه اینترنتی 30دی امکانات با عضویت در خبرنامه سایت از جریان جدیترین تغییر و تحولات منطقه آگاه شوید.
|
| Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar |